|
باورم کن نازنین
دختر و پسر،متن ترانه،داستان،عکس،اس ام اس،تلنگر و شعر
| ||
|
بازم سلام...
من دیگه نقل مکان کردم به میهن بلاگ... آدرس جدیدم هم اینه:http://www.lovely212.mihanblog.com خوب دوستای خوبم اصلا دلم نمیخواست که اینجا رو ترک کنم چون اولین وبلاگی بود که ساخته بودم با خاطره های خوب و بد...با دوستایی که فراموششون نمیکنم... من همه کسایی که اینجا لینکن رو اونجا هم لینکیدم...پس دوستای خوبم منو با آدرس جدیدم...به همین اسم "باورم کن نازنین"لینک کنید... مرسی...تو وبلاگ جدیدم منتظر همه ی شما عزیزام هستم... راستی رضا جان به وبلاگت اومدم نظر نشد بدم...من که چیزی ننوشتم...دیگه خودت میدونی...وبلاگ جدیدت درست شد خبرم کن و منو با آدرس جدیدم بلینک موضوعات مرتبط: حرف های من [ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 20:47 ] [ دریا ]
من برگشتم...
هنوز هم نفس میکشم... حرف ها دارم... نگفته ها...از آدم ها...از هوا...از عشق...از سکوت...از نفرت... به یاد توام... بی تو... برگشته ام به خانه ای که همین روزها باید ترکش کنم... من خانه ام را جایی ساخته ام که اگرچه ساده است اما آرامشش تمام دنیا را می ارزد... برگشته ام اما باید بروم... جایی که حرف ها را -البته میگویند- بهتر میشنوند... ... دوستای خوبم...با معرفت ها...تمام نظراتتون رو خوندم...همشون رو دارم براشون جواب پیدا میکنم...به همتون سر میزنم...با شاخه گلی از صمیمیت... ... من می آیم...میروم...شما را هم با خودم میبرم... دوستتان دارم...دوستتان دارم... موضوعات مرتبط: حرف های من [ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 17:32 ] [ دریا ]
سلام دوستای خوب بهتر از جونم...
همتون رو دوست دارم... ببخشین که نه آپ میکنم... نه بهتون سر میزنم... واقعا شرمندم... من یه کم سرم شلوغه...تا چند روز دیگه میام... هم آپ میکنم هم بهتون سر میزنم... کسایی که نظر دادن مطمئن باشن که میام وبلاگشون...الان هم نظرشون رو نمیذارم تا یادم بمونه کی تو این وقت که نبودم بهم بیشتر لطف داشته... قربون همتون تا چند روز دیگه...بای بای موضوعات مرتبط: حرف های من [ دوشنبه بیستم تیر 1390 ] [ 22:47 ] [ دریا ]
علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» میگفت: در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدیها (سنیهای دولت عثمانی) فوت كرد. این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه میكرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند. هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد میزد: من از مادرم جدا نمیشوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند... "بقیه در ادامه مطلب" موضوعات مرتبط: تلنگر!!! ادامه مطلب [ پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 ] [ 3:48 ] [ دریا ]
سلام دوست جونیام...من این مطلب رو از وبلاگ "ضد پسرا" از دوست جون جونیم "الهه" جون برداشتم آدرسش هم اینه http://www.antiboys-elahe.blogfa.com/ خواهش میکنم برید نسخه اصلش رو هم ببینید... می تونی این کارو وقتی میری حموم انجام بدی تا کسی نفهمه اول از همه ماسک شیمیایی رو بردار تا دچار بو گرفتگی و خفگی نشی وناکام نمیری!!!! موضوعات مرتبط: دختر و پسر [ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 14:50 ] [ دریا ]
The nicest place 2 be is in someone's THOUGHTS
زیباترین مکان برای حضور،
بودن درافکار کسی است...
موضوعات مرتبط: حرف های من [ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 5:51 ] [ دریا ]
امپراتریس لو، سفاک ترین، پر قدرت ترین، بی رحمترین و بزرگترین ملکهی تاریخ در نیمه دوم قرن ششم بعد از میلاد در چین تولد یافت.(البته من خودم این صفت هایی که بهش نصبت دادن رو قبول ندارما ولی نخواستم تو این نوشته دخل و تصرف کنم!!!!!!!!!!!! پدرش یکی از افسران ارشد دربار چین بود. او در کودکی بسیار زیبا بود و هنگامیکه به سن ۱۴ سالگی رسید، زیبایی اش به حدی رسید که دیگر نمیتوانست آزادانه به میان مردم رفت و آمد کند و بخاطر همین بیشتر وقتها در خانه میماند. روزی به همراه پدرش در یک جشن درباری شرکت کرد و امپراتور چین همینکه چشمش به او افتاد،از پدر لو خواست تا او را به کاخ آورد.پدر لو دستور امپراتور را اجرا کرد و از فردا لو جزو زنان امپراتور در آمد. اختلاف سنی بین لو و امپراتور باعث شد تا لوی زیبا و جوان به یک افسر جوان و زیبا دل ببندد ولی این افسر به او خیانت کرد و همین امر باعث شد که لو بیمار شود. همینکه لو از بستر بیماری برخاست، قسم خورد که نسل مردان را از روی زمین بردارد و به دنبال این تصمیم افراد خانوادهی امپراتوری تانگ یکی پس از دیگری به طرز مرموزی کشته شدند و سرانجام در ۲۵ سالگی قدرت را در دست گرفت و ده هزار نفر از ایل و تبار تانگ را در سرتاسر خاک چین به هلاکت رسانید و خود سر سلسله ی خاندان سلطنتی لو شد. او دستور داد تا شکنجه خانههای مخصوصی بسازند که در آنها پر زجرترین شکنجههای تاریخ را در مورد مردم بیگناه به اجرا میگذاردند.لو تا ۸۰ سالگی از اقدام به هر جنایت و عمل خطایی، اجتناب نکرد و در این زمان بود که از اعمال خود پشیمان شد و تمام زندانیان را آزاد کرد و از بینوایان دستگیری کرد و پس از دو سال یعنی در سن ۸۲ سالگی در حالیکه تنها آرزویش این بود که مردم از گناهانش بگذرند، درگذشت. موضوعات مرتبط: خوبه که بدونید [ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 5:18 ] [ دریا ]
من این پست رو برا کسایی گذاشتم که از چربی های شکمشون خسته شدن و میخوان هرجور شده بدنشونو رو فرم بیارن و الا خودم که دختر داییم مانکنه و پسر عموم هم بادی بیلدینگ میره بدن آاااااه...بازووووو آااااه...مشکلی ندارم!!! اما کسایی که این پست رو میخونن خدا وکیلی ممکنه اولش سخت به نظر بیاد ولی بعد از هر سختی آسونیه...شک نکنید...به بدن ایده آلتون فکر کنید و اینکه همه حسرت داشتن همچین بدنی رو میخورن...سرتون رو درد نیارم...مقاله رو بخونید... هميشه وقتي ميخواهيم به مهماني برويم، لباسي مجلسي ميپوشيم، يا هنگام خريد لباس، وقتي شكممان را ميبينيم كه چربيها اطرافش را پر كرده و همينطور اطراف كمر را پوشاندهاند، از هرچه مهماني، خريد، لباس نو و لباس مجلسي است، بيزار ميشويم!و معمولا در همين لحظات است كه مهمترين تصميم زندگيمان را ميگيريم: رژيم گرفتن! "بقیه تو ادامه مطلب" موضوعات مرتبط: خوبه که بدونید ادامه مطلب [ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 1:21 ] [ دریا ]
پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند. علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است که بیماران با پزشک یا بیماریشان میکنند یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز میشود. اما مهم اینجاست که یک پزشک عمومی با ذوق اهل شهرکرد هر از چندگاهی خاطراتش را از این ماجراها در وبلاگش مینویسد که بسیار خواندنی هستند: * گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت: آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه. گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه! * به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت: هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!! * به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم: اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!! "بقیه رو تو ادامه مطلب بخونید" ادامه مطلب [ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 14:43 ] [ دریا ]
در حالی که پشت میز کامپیوترتان نشسته اید پای راستتان را از زمین بالا ببرید و در جهت عقربه های ساعت بصورت دایره ای بچرخانید همزمان با این عمل با دست راست خود عدد 6 (عدد شش فارسی یا انگلیسی) را در هوا بنویسید. مشاهده خواهید کرد که پایتان نیز جهت حرکت خود را تغییر میدهد! امتحان کنید دیدید گفتم. کاری از دستتان بر نمیآید. پای راستتان احمق است!
موضوعات مرتبط: خوبه که بدونید [ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 2:20 ] [ دریا ]
در يك مدرسه راهنمايي دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت مي كردم و چند سالي بود كه مدير مدرسه شده بودم ... قرار بود زنگ تفريح اول، پنج دقيقه ديگر نواخته شود و دانش آموزان به حياط مدرسه بروند. هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هياهوي دانش آموزان در حياط و گفت وگوي همكاران در دفتر مدرسه، به هم نياميخته بود. در همين هنگام، مردي با ظاهري آراسته و سر و وضعي مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت: با خانم... دبير كلاس دومي ها كار دارم و مي خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هايي بكنم. "بقیه در ادامه مطلب" موضوعات مرتبط: داستان ادامه مطلب [ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 1:54 ] [ دریا ]
اگه کسی از تو ماشینش به تو فحش ناجور داد تا پیاده نشدی و قد و قامتش رو ندیدی جوابش رو نده !
موضوعات مرتبط: دختر و پسر ادامه مطلب [ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 1:24 ] [ دریا ]
۱.هیچوقت بینی شون عملکرده نیست. ۲.موهاشون خدادادی طلائیه و مادر زادی مش داره. ۳.پاپا جونشون خیلی پولداره و هرگز نشده چیزی بخوان و براشون تهیه نشه. ۴.وقتی از کنار هم رد می شن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنن. ۵.تمام زیور آلاتشون طلا و جواهرات اصله. ۶.هیچ آدرسی رو بلد نیستن چون همیشه با آژانس این ور آن ور می رن. ۷.همیشه برا تو یه ساعت بیشتر وقت ندارن. ۸.تا قبل از ازدواج هرگز ابروهاشون رو بر نمی دارن. ۹.همیشه تو اولین نفری هستی که باهاشون دوست شدی. ۱۰.هر وقت باهاشون دوست شدی دو نفر خواستگار پولدار دارن که منتظر جواب وایسادن. ۱۱.بدون اجازه خانواده شون هیچ جایی نمی رن. ۱۲.همیشه سر به زیر هستن و اصلا به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنن. ۱۳.وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری. ۱۴.بعد ازدواج معلوم می شه که خونه پدرشون بنز الگانس داشتن و الان حروم شدن. ۱۵.رنگ سبز و آبی چشمهاشون طبیعیه نه لنز. ۱۶.عاشق مادر شوهراشون هستن. ۱۷.قبل از ازدواج فقط به فکر ازدواج هستند ولی بعدش به ازدواج نکرده ها می گن شوهر نکنید. ۱۸.همیشه مادرشون به شوهرشون خیلی محبت می کنه اما حیف که شوهره درک نمی کنه! موضوعات مرتبط: دختر و پسر [ جمعه دهم تیر 1390 ] [ 2:2 ] [ دریا ]
خوشبختي نتيجه ي به دست آوردن چيزي که نداريم نيست،
بلکه بيشتر شناخت و قدر داني از چيزهايي است که داريم.
موضوعات مرتبط: موفقیت [ جمعه دهم تیر 1390 ] [ 1:36 ] [ دریا ]
![]() زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود؛.
فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند. آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛. مثلا" قایم باشک؛ "لطفا بقیه شو در ادامه مطلب بخونید"
موضوعات مرتبط: داستان ادامه مطلب [ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 17:1 ] [ دریا ]
![]() تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد . . . "بقیه در ادامه مطلب"
موضوعات مرتبط: اس ام اس بازار ادامه مطلب [ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 12:57 ] [ دریا ]
از کسانیکه از من مـتنفرند سپاس. ، آنها مرا قویتر میکنند
از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.
ازکسانیکه مرا ترک می کنند متشکرم،آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست از کسانیکه با من مـــــی مانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند ... "کوروش بزرگ"
![]() موضوعات مرتبط: تلنگر!!! [ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 0:8 ] [ دریا ]
به خدا گفتم : « بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو ، ماه مال من خورشید مال تو ... »
خدا خندید و گفت : « تو انسان باش ، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو...»
موضوعات مرتبط: تلنگر!!! [ چهارشنبه هشتم تیر 1390 ] [ 22:40 ] [ دریا ]
در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه) در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن) در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی) در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا) در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار موضوعات مرتبط: موفقیت [ چهارشنبه هشتم تیر 1390 ] [ 21:56 ] [ دریا ]
ما به احترام «آوی سنّا Avicenna» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین میپوشیم!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟!
بله یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمیشناسیم ردای فارغ التحصیلی است!! آنها به احترام «آوی سنّا» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رِدا گونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود میكنند. آن كلاه هم نشانه همان دَستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دَستار آویزان میكردیم و به دوش میانداختیم.. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمیدانیم !! باید افسوس بخوریم که نمیدونستیم!!!نه؟؟؟ موضوعات مرتبط: تلنگر!!! [ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 20:53 ] [ دریا ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||